| وزن | 650 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع |
داستان تاریخی |
| قطع کتاب |
رقعی |
| نوبت چاپ |
اول |
| سال انتشار |
1399 |
| تعداد صفحه |
480 |
| جلد کتاب |
جلد سخت |
| زبان کتاب |
فارسی |
حمل رایگان سفارشات بالای500 هزار تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
مشاوره انتخاب کتاب
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
همه چیز از خوابی که دیدم شروع شد. خواب دیدم در دشتی وسیع ایستاده ام. دشت آنقدر گسترده و بزرگ بود که چشم نمی توانست انتهای آن را ببیند. این دشت پر از مجسمه بود. مجسمه های گوناگون، از همه نوع، از آدم ها، آشنا و گمنام، از حیوانات، اهلی و وحشی و از درختان و گیاهان. من آنجا ایستاده بودم. گاهی مثل آدمی که دارد این مناظر را تماشا می کند و گاهی هم به نظر می رسید به صورت مجسمه ای هستم در کنار مجسمه های دیگر. مجسمه ها با هم حرف نمی زدند ولی به من نگاه می کردند. هر جا که می رفتم احساس می کردم هزارها مجسمه به من نگاه می کنند. تصور کنید هزاران چشم شما را نگاه کنند. پیش خودتان فکر می کنید حتما یک مشکلی دارید که همه بی وقفه نگاهتان می کنند. آن هم نگاه کردن با چشمانی که روح در آن ها نبود. احساس محبت نداشتند. پلک هم نمی زدند، چقدر تحمل این گونه نگاه مشکل بود. ترس برم داشته بود. ولی به خودم قوت قلب می دادم و…
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.