این رمان جایزه بنیاد غیردولتی کگدوپ وجایزه سال ۲۰۰۱ از بنیاد انتشارات ادبی فلسفی سورکامپ را گرفته است. وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد، بیشتر تنهاست. چون نمیتواند به هیچکس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد؛ و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق میکند، تنهایی تو کامل میشود…! این جملهی معروف از کتاب سمفونی مردگان برای همهی ما آشنا است. سمفونی مردگان داستان زندگی اعضای خانوادهی اورخانی است. آنها در در ایران معاصر در حال گذار به مدرنیته زندگی میکنند. یک خانوادهای سنتی که به سرنوشت عجیبی دچار میشوند. چهار فرزند خانواده هر کدام به نوعی نماینده یک تفکر خاص هستند. اما جدال بین آیدین و اورهان شدیدتر است. آیدین با تفکری مدرن جلو میرود و از خانواده طرد میشود. اورهان برادر دیگر که پایبند به سنتها است، فرزند مورد علاقهی پدر است.
عباس معروفی در کتاب سمفونی مردگان در حال توصیف تضادهای اجتماعی در سالهای ۱۳۱۰ تا ۱۳۳۰ خورشیدی است. هر کدام از شخصیتهای این داستان نماینده طبقه و بخشی از جامعه هستند و تعارضهای میان آنان، بیانگر برخوردهای لایههای گوناگون اجتماع ایران آن روزگار است. سمفونی مردگان نیز مثل بخشهایی از کتاب خوشههای خشم ویلیام فاکنر، به صورت جریان سیال ذهن نوشته شده است. از همین رو این دو کتاب را با یکدیگر مقایسه میکنند.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.