داستایفسکی که خودش در دوره ای مشخص از زندگی به قمار اعتیاد داشته، این رمان را با واقع گرایی و دقتی مثال زدنی نوشته است. داستان در رولتنبرگ می گذرد و به قماربازی ها، روابط عاشقانه ی درهم تنیده و زندگی های پیچیده ی چندین شخصیت می پردازد: قماربازی جوان به نام الکسی ایوانوویچ؛ معشوقه ی او یعنی پولینا الکساندرفنا؛ دو ماجراجوی فرانسوی و کاراکترهایی دیگر. کتاب قمارباز، تصویری تاریک و روانشناسانه را از این اعتیاد کشنده ارائه می کند و با جان بخشیدن به شخصیت هایی فوق العاده جذاب و قابل همذات پنداری، فراز و نشیب های زندگی در برهه ای از تاریخ را به تصویر می کشد.
از متن کتاب :
همهچیز در نظرم ناپاک و نفرتانگیز بود. از ظاهر حریص و مضطرب این قیافههایی که، دوجین دوجین و حتی صدتا صدتا، روپوش سبز میز قمار را محاصره کرده بودند، چیزی نمیگویم. بیشک در میل به این که باید فوراً هر چه بیشتر پول به دست آورد، ناپاکی و رذالتی نمیدیدم. من همیشه عقیدهی آن مردک سیر و مبادی آداب را که درآمد دلخواه مرتبی هم داشت، مسخرهآمیز دیدهام که در جواب این قاعدهی بازی که «در قمار باید کوچک بازی کرد» میگفت: «چقدر بد، زیرا در این صورت آدم فرمانبردار یک حس مالپرستی لئیم و پَست شده است»…
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.